فريدون بن احمد سپهسالار
104
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
بخواند . چون به خدمتش رفتيم عظيم لرزان و خائف يافتيم بعد از آن پرسش آغاز كرد و صورت خواب را بگفت . تمامت مقربان به زبان گفتند كه : ما اين معنى را انديشه كرده بوديم ، اما از خوف به بندگى عرضه نمىتوانستيم كردن ، يرليغ شد كه تمامت بازگردند . چون روز شد بنفس خويش به زيارت تربهء مطهره رفت و قرابين بسيار كرد و صدقات بىحد به جماعت ملازمان تربه ايثار كرد « 1 » . هر نوبت كه حضرت خداوندگار جهت حلق موى بحمام رفتى اكثر اصحاب حاضر « 2 » شدندى و بتبرك آثار ايشان را بر همدگر « 3 » قسمت كردندى . درويشى ضعيف در گوشهء حمام نشسته بود و مجال حركت نداشت . در خاطرش بگذشت كه چه بودى اگر اصحاب به من نيز از آن تبرك مىدادند . در حال خداوندگار مقدارى بستد و بدان شخص فرستاد و آن عزيز از حسن كرامت در سجده آمد و از مريدان آن حضرت شد . همچنان حضرت خداوندگار قدس اللّه سره العزيز چون از كثرت ازدحام رجوع خلق ملول شدى بحمام رفتى . چون در حمام نيز زحمت بردندى در مخزن آب شدى . يك نوبت بمخزن آب شده بود و سه شبانروز در مخزن حمام مستغرق توالى تجليات و تتالى بارقات گشته بود . بعد از سه روز حضرت چلبى بعد از تضرع بسيار استدعا فرمود تا بيرون آيد . حضرت چلبى چون مزاج حضرت خداوندگار را در
--> ( 1 ) - خ ل : فرمود ( 2 ) - در اصل : خاضر ( 3 ) - خ ل : همديگر